عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط بین حاکمیت شرکتی و عملکرد بلندمدت و تامین مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-7- مالکیت پراکنده و حاکمیت شرکتی

مالکیت پراکنده منشأ مهمی از مسائل مطرح در مورد حاکمیت شرکتی می باشد،به‏همین‏دلیل آغاز به‏ پاسخ این پرسش می‏پردازیم که چه عواملی باعث پراکندگی مالکیت می‏شوند؟حداقل سه دلیل‏ برای به وجود آمدن پراکندگی مالکیت مطرح می باشد.اولین و شاید مهم‏ترین دلیل این می باشد که ثروت‏ سرمایه‏گذاران انفرادی ممکن می باشد به اندازه کمتری به اندازه بعضی سرمایه‏گذاریها بستگی داشته‏ باشد.دوم اینکه حتی اگر یک سهامدار بتواند سهم بزرگی از شرکت را در اختیار بگیرد به دلیل‏ تمایل به تنوع بخشی ریسک،ممکن می باشد سرمایه‏گذاری کمتری در شرکت انجام دهد.دلیل سوم، نگرانی سرمایه‏گذاران در مورد نقدینگی می باشد.هرچه تعداد سهام در دست یک سهامدار خاص‏ بیشتر باشد نگرانی او برای نقد کردن آنها در بازار ثانویه بیشتر خواهد بود.مالکیت پراکنده ممکن‏ می باشد باعث گردد که منافع تمامی اشخاص پوشش داده نشود (پیتمن[1]، 2004).

در شرکتهای سهامی بزرگ که سهام آنها در اختیار افراد متعددی می باشد،به علت تضاد منافع‏ بالقوه بین مالکان و مدیران،اهداف مدیریت سازمان از اهداف سهامداران جداست،در نتیجه‏ سهامداران کنترل ناچیزی بر مدیریت شرکت دارند.دراین‏صورت زمینه‏ای فراهم می‏آید تا مدیران‏ رأسا به نحوی اقدام نمایند که از نظر آنها بهترین می باشد.هرچه شرکت وسیع‏تر و تعداد سهامداران‏ بیشتر باشد،قدرت نفوذ و دسترسی به منابع اطلاعاتی شرکت کمتر می باشد.سهامداران به‏عنوان مالک‏ نیاز دارند از عملکرد نمایندگان خود مطلع باشند تا به مقایسه پرداخته و در زمینه تداوم یا قطع‏ سرمایه‏گذاری در آن واحد تصمیم‏گیری کنند (اسکات[2]، 1976).

مدیران برای ارائه عملکرد خود،گزارشهای مالی دوره‏ای ارائه می‏کنند.سهامداران می‏توانند با اطلاعاتی که از این طریق در اختیارشان قرار می‏گیرد به ارزیابی سرمایه‏گذاریهایشان بپردازند. معیارهایی که در این ارزیابی مورد توجه قرار می‏گیرد از دید سرمایه‏گذاران و مدیران مهم‏می باشد.سرمایه‏گذاران همواره ارزیابی عملکرد شرکتها را به مقصود شناسایی فرصتهای مطلوب‏ سرمایه‏گذاری مدنظر قرار می‏دهند.آن چیز که سهامداران را به سرمایه‏گذاری پس‏اندازهایشان در فعالیت‏ خاصی سوق می‏دهد،عملکرد مطلوب آن صنعت می باشد که در نتیجه افزایش ارزش شرکت و در نهایت افزایش ثروت سهامداران را دربر خواهد داشت.مدیران به سازوکارهایی که از طریق آنها عملکردشان مورد قضاوت قرار می‏گیرد،توجه دارند.آنها به دنبال اطلاعاتی درمورد حساسیت‏ مستقیم پاداش نسبت به عملکرد هستند.وقتی که نظام پاداش نسبت به عملکرد حساس نباشد،این‏ شرکت،مدیران خود را از دست خواهد داد و آنان شرکت را ترک خواهند نمود.بازار نیروی کار مدیریتی نیز فشارهای مستقیم زیادی به شرکت وارد می‏کند تا مدیران را براساس عملکردشان‏ طبقه‏بندی کرده و پاداش آنها را تعیین کند.اعمال این فشارها حاصل از این حقیقت انکارناپذیر می باشد که شرکت در حال فعالیت،همواره در بازار رقابتی کار به دنبال مدیران جدید می باشد.مدیران‏ هم این امر را تشخیص می‏دهند که در بازار کار مدیریتی برای تعیین دستمزد،عملکرد آنها مورد مطالعه قرار می‏گیرد و اینکه مدیران تا چه حدی توانسته‏اند در افزایش ثروت سهامداران تأثیر داشته‏ باشند.از طرفی ممکن می باشد مدیریت برای تثبیت هرچه بیشتر شرایط حاضر و نجات خود،در حدی‏ کوشش کند تا آن را به صورت مطلوب حفظ کند.بااین‏حال چنین تلاشی الزاما در راستای دستیابی‏ به بهترین حالت ممکن نیست.دراین‏راه ممکن می باشد حتی از تحمل ریسکهای قابل‏قبول اجتناب‏ ورزد و در راستای حداکثر کردن منافع سهامداران حرکت نکند (ژین چانگ[3]، 2008).

از سوی دیگر مالکیت با تمرکز بالا نیز معضلات خاص خود را به همراه دارد و باعث ایجاد ضعف در سازوکارهای حاکمیت شرکتی می‏گردد.چنانچه مالکیت فقط در دست افراد خاصی باشد و آنها مطابق با اهداف خود،شرکت را کنترل کنند،آنگاه منافع سهامداران اقلیت و دیگر افراد بیرونی در نظر گرفته نخواهد گردید.( غلامپور،1389)

کلاسنس و دیگران در سال 2000 نشان دادند که تمرکز بالای مالکیت افراد داخلی می‏تواند به‏ تصمیمات مالی و سرمایه‏گذاری ضعیف منتهی گردد.پس به نظر می‏رسد مالکیت افراد داخلی‏ عامل مهمی می باشد که می‏تواند تأثیر با اهمیتی بر تصمیمات مالی شرکت داشته باشد.آنها نشان دادند که ساختار مالکیت بسیاری از شرکتهای آسیای شرقی مانند بسیاری از شرکتهای تایلندی از تمرکز بالایی برخوردار می باشد.بسیاری از این شرکتها نیز شرکتهایی هستند که کنترل خانوادگی بر آنها اعمال می‏گردد.آنها به این نکته تصریح می‏کنند که بهره گیری از ساختارهای مالکیت هرمی در آسیای‏ شرقی بسیار متداول می باشد.به‏علاوه گروه مدیریت به همراه اعضای خانواده در رأس مالکیت هرمی‏ معمولا بزرگترین دارنده بلوک سهام هستند.همچنین شواهد پشتیبانی برای این موضوع فراهم‏ آوردند که خانواده‏هایی که مدیریت شرکت در دست آنهاست به جای دادوستد سهام،سهام خودرا نگه می‏دارند.آنها نشان دادند که باوجود اینکه تجزیه سهام،تعداد سهام موجود برای‏ سرمایه‏گذاران خرده‏فروش یا افراد بیرونی را افزایش می‏دهد،نسبت بالای سهام نگهداری‏شده‏ توسط افراد داخلی مانع از اثر مثبت تجزیه سهام بر نقدینگی سهام می‏گردد.پس نقدینگی سهام‏ بایستی بعد از تجزیه سهام برای شرکتهایی که مالکیت افراد داخلی در آنها بالاست،بدون تغییر باقی‏ بماند.سهامی که توسط افراد داخلی و مالکان خانوادگی نگهداری می‏گردد معمولا به‏گونه فعال‏ دادوستد نمی‏گردد.اگر درصد سهامی که توسط افراد داخلی نگهداری می‏گردد بالا باشد،در پی آن‏ تعداد سهام باقیمانده برای دادوستد در بازار پایین خواهدماند.پس افزایش نقدینگی سهام برای‏ سهم‏هایی که تمرکز مالکیت افراد داخلی در آنها بالاست، بایستی پایین باشد زیرا این‏گونه سهم‏ها دیگر برای سرمایه‏گذاران بیرونی جذاب نخواهند بود.( شجاعی،1389)

لمون و لینس‏در سال 2003 ارتباط بین ساختار مالکیت،حاکمیت شرکت و ارزش شرکت را در کشورهای آسیای شرقی مطالعه کرده و می‏گویند برعکس اقتصاد آمریکا و دیگر اقتصادهای‏ پیشرفته،بهره گیری وسیع از ساختارهای مالکیت هرمی در اقتصادهای آسیای شرقی به افراد داخلی‏ شرکتها این امکان را می‏دهد که کنترل مؤثری را بر شرکت اعمال کنند.به علاوه نبود مراقبتهای قانونی قوی و دیگر سازوکارهای حاکم بیرونی در بسیاری از اقتصادهای نوظهور مشکل‏ بین افراد داخلی کنترل‏کننده و سرمایه‏گذاران خارجی را تشدید می‏کند.( مولودی،1388)

جلوگیری از تمرکز مالکیت شدید و درعین‏حال جایگزینی تمرکز جزئی مالکیت و ارزیابی‏ صحیح عملکرد مدیران توسط مالکان می‏تواند سبب تقویت سازوکارهای حاکمیت شرکتی گردد. دراین‏صورت سهامداران می‏توانند مطمئن باشند که نمایندگان(مدیران)درصورتی‏که محرکهای‏ لازم به آنها داده گردد و کنترل شوند، تصمیمات مطلوب و در راستای حداکثر کردن ثروت‏ سهامداران اتخاذ خواهند نمود.اما در نهایت در نظر داشتن این نکته ضروری می باشد که سهامداران با انتخاب معیار مناسب ارزیابی عملکرد که در نهایت،مبنای تعیین پاداش مدیران قرار می‏گیرد،علاوه‏ بر اتخاذ تصمیمات سرمایه‏گذاری بهتر،می‏توانند با جهت‏بخشی به منافع مدیران درراستای منافع‏ خود،بهتر و سریع‏تر به اهدافشان دست یابند.امروزه یکی ازمهم‏ترین مسائل شرکتها ، اندازه‏گیری‏ عملکردآنهاست.اینکه شرکتها تا چه اندازه در بالا بردن منافع سهامداران خود کوشیده‏اند، بانکها و مؤسسه‏های اعتباری در اعطای تسهیلات به شرکتها چه شاخصهایی را در نظر می‏گیرند،مالکان‏ شرکتها در پرداخت پاداش به مدیران چه ابعادی را در نظر می‏گیرند و در نهایت اینکه مراجع دولتی‏ باتوجه به الزامات قانونی در ارتباط با شرکتها به چه نکاتی توجه می‏کنند می‏توان با روشهای‏ ارزیابی عملکرد شرکتها،به صورتی مناسب پاسخ داد3.در این راستا سازوکارهای حاکمیت‏شرکتی از اهمیت خاصی برخوردار می‏گردد. این سازوکارها بایستی به‏گونه‏ای طراحی گردد که تا حد امکان مشکل تمامی سهامداران شرکتهای بزرگ را برطرف کند (تیوه[4]، 1993).

[1]– Pittman

[2]– ScottJ

[3]– Xin Chang

[4]– Teoh

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش

سوال اصلی:

آیا میان حاکمیت شرکتی، عملکرد بلندمدت و تامین مالی در شرکتهای پذیرفته شده بورس اوراق بهادار

تهران ارتباط معنی داری هست؟

سوالات جزئی:

آیا میان حاکمیت شرکتی و عملکرد بلند مدت در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی داری هست؟

آیا میان حاکمیت شرکتی و تامین مالی در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی داری هست؟

آیا میان تامین مالی و عملکرد بلند مدت در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی داری هست؟

مطالعه ارتباط بین حاکمیت شرکتی، عملکرد بلندمدت و تامین مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

پایان نامه - تز - رشته حسابداری